Tuesday, August 24, 2010

تغییر آدرس

وبلاگ فلسفه علم از آدرس
به آدرسِ
منتقل شد. ("1" به آخر آدرس قبلی اضافه شده است)
توضیح اینکه ظاهراً دسترسی بعضی از بازدیدکنندگان به وبلاگ از مدتی پیش دچار مشکل شده بود و خصوصاً برای کامنت گذاشتن زحمت مضاعفی را متحمل می شدند. لذا "جهت احترام به قوانین جمهوری اسلامی" تصمیم گرفتیم آدرس وبلاگ را اندکی تغییر بدهیم.
دوستانی که همچنان مایل هستند مطالب وبلاگ را از طریق گوگل ریدر پی گیری کنند میتوانند از فید جدید وبلاگ استفاده کنند.

3 comments:

  1. سلام دوست عزیز
    وبلاگ قشنگی داری .
    در صورت تمایل حاظر به تبادل لینک هستیم .
    برای تبادل لینک کافی است که لینک ما را در وبلاگ خود قرار داده و سپس به ما خبر بدهید تا ما هم لینک شما را در وبلاگ خود قرار دهیم .

    مدیریت وبلاگ " آلترناتیو – مرکز مطبوعات پژاک "

    وبلاگ ما شامل کلیپ – نرم افزار فیلترکشن – گالری عکس – کتاب – مجلات – اخبار – نرم افزار و نرم افزار موبایل می باشد .

    فیس بوک ما :
    www.facebook.com/alternative.pjak

    ReplyDelete
  2. مهندس امیر صائمی، مهندس نصرالله موسویان و کاوه لاجوردی مطالبی نوشته‌اند در نقد شیخ عبدالحسین خسروپناه، استاد تفکیکی فلسفه! در واقع اضعف فیلسوفان را یا حتی اضعف تفکیکیان را در کوچه خلوت تنها گیر آورده اند و با افاضات انگلیسی شان شروع کرده اند به زدن تا جایی که میخورد! روزنامه شرق هم که از شیخ کشی بدش نمی آید! آن هم شیخی که هم انقلابی است و هم تفکیکی! در دوره ای که محمود لولو شده است، طبیعی است که یارانش کتک خور ملسی داشته باشند و به راحتی با حملات چند مهندس تازه فیلسوف حذف شوند! من این کامنت را برای آن مطلب کاوه نوشته‌ام:

    نمی‌دانم کاوه جراتش را دارد که کامنت من را منتشر کند یا نه. احتمال می‌دهم داشته باشد. قبلا در فقره روابطش با دخترها جسارتکی به خرج داد و مکررا در ملا عام خوداظهاری کرد. البته این احتمال را می‌دهم که از وحید بترسد و منتشر نکند. ترس در ایران نادر نیست. من کاوه را روشنفکر می‌دانم نه فیلسوف. یعنی کسی که پرکار است بدین معنا که در هر حوزه‌ای سرک می‌کشد. نمونه‌اش همین وبلاگ که پر است از علوم قرآنی و ریاضیات و سیاسات و خاطرات و ادبیات و احساسات و لاجیکات! به نظر من روشنفکران نوظهور یا "پژوهشگران ایرانی فلسفه و منطق" (تعریف بسیار عجیب و طنزآمیز ویکی‌پدیا درباره کاوه که این‌فکت درباره‌ی کسی است که آلردی جز یکی دو تا ترجمه‌ی پرچاله، پرغلط و بدخوان از کریپکی (که خود کریپکی هم فیلسوف ماندگاری در تاریخ نیست، اگر تازه حاشیه‌نویس خوبی در منطق باشد) کاری "پژوهشی" نکرده) در برابر آخوندها خیلی جسارت به خرج می‌دهند. آن دو مهندس تازه‌فیلسوف (موسویان و صائمی) هم چنین‌اند. این جرات به خرج دادن به علت یک شجاعت ذاتی یا انگیزه‌ی قوی نیست. علتش این است که اینان (روشنفکران نوظهور یا "پژوهشگران ایرانی فلسفه و منطق" به خوبی دریافته‌اند که آخوندها حرف‌های مغلق، پیچیده و غالبا وارداتی و انگلیسی‌بار آنها را نمی‌فهمند و جدی نمی‌گیرند. اما همین‌ها نمی‌توانند با امثال وحید درگیر شوند. چون وحید آدمی جدی تا سر حد عصبانیت و بلاهت است و نمی‌گذارد چند تا مهندس تازه‌فیلسوف (به قیاس تازه‌مسلمان) نخ شرتش را بکشند و فرار کنند. بگذریم یا جراتش را دارد و کامنت من را منتشر می‌کند یا نه. علی برکه الله...

    به تازگی مهندسان تازه‌فیلسوف نهضتی علیه خسروپناه به راه انداخته‌اند. قبلا علیه محمود خاتمی بیچاره قیام کرده بودند. نقد در همه‌ی دنیا متداول است. اما مشکل اینجاست خود این مهندسان در حیاط خلوت وحید متنعمند. بچه‌های حیاط خلوت ازلی ابدی عبدالجواد وحید شوریده‌اند علیه حیاط خلوت عبدالحسین. چه کسی آی‌پی‌ام را ارث عمه‌ی عبدالجواد وحید کرد؟ جواد! یا خدای جواد! چه کسی انجمن را به عبدالحسین داد؟ احتمالا محمود یا خدای محمود!

    ReplyDelete
  3. وال این است که حالا که ایران پر از حیاط خلوت فلسفی است، چرا بچه‌های وحید شورش می‌کنند؟ علیه چه کسی و چه سیستمی؟ همان سیستمی که خود آنها را ساپورت می‌کند؟ همان کسی که به یک مهندس ناکام مثل صائمی اجازه داده با اندکی تحصیل فلسفی بیاید در ایران و برای بچه‌های بدبخت دوره دکتری آی‌پی‌ام انگلیسی ببافد، همان کس به عبدالحسین اجازه داده که فلسفه‌ی معرفت و دیده‌بانی و فلسفه‌ی مضاف جدید ببافد. چرا بچه‌های آی‌پی‌ام نگرانند؟ خود آنها با کلی پارتی‌بازی هیات‌علمی و نابغه‌نما شده‌اند. بدون هیچ آزمون و غربالی. مهم‌ترین ملاک در نظر وحید، تعبد مریدانش به خود او، کریپکی و منطق و ریاضی بافتن است. آیا اینکه وحید به انگلیسی می‌نویسد و اجازه نمی‌دهد صدایش در جلسات درس و سمینار ضبط شود و در کلاس‌هایش معمولا یک اینتروداکشنی از بحث را ارائه می‌کند، دلیل می‌شود به اشتباه گمان کنیم او با عبدالحسین تفاوتی بنیادین دارد؟ آیا اینکه صائمی دو تا پیپر چهار صفحه‌ای ریویو منتشر کرده، دلیل است بر اینکه به اشتباه گمان کنیم که او دون‌کیشوت نیست بر خلاف خسروپناه که هست؟! علت ناکامی صائمی خسروپناه نیست، تحصیلات ناتمام برق اوست. دکتری برق می‌گیری، زبانت که قوی شد دکتری فلسفه می‌گیری، بعد سریعا بدون آزمون و بدون انتشار مقالات و تدریس قبلی در آی‌پی‌ام فلسفه برای موش‌های آزمایشگاهی تربیت مدرس و آی‌پی‌ام انگلیسی می‌بافی. این ناکامی است، یا آن. اگر یک آخوندی دو تا حرف بی‌ربط زد، تو ناکام می‌شوی؟ ناکامی تو در تمام پروسه تحصیلات و تدریس‌هایت مشهود است. همین صائمی که حتی یک صفحه فلسفه آلمانی یا عربی نمی‌تواند توضیح دهد سه تا فیلسوف مستعد و پرکار و پرسشگر را از آی‌پی‌ام اخراج کرد، اما یک دختر دائما ساکت را اخراج نکرد. شیخ بیچاره رفت قم، یکی‌شان که زبده‌تر بود رفت آلمان و دیگری هم همین‌طور، جایی جذب شد. مقاله‌ی موسویان در نقد عبد حسین نرم‌تر و کم‌ادعاتر است. احتمالا چون دایی‌اش را سالها دیده و فهمیده با آخوندها بهتر می‌توان انگلیسی‌بافی کرد و فاند گرفت. اما خود موسویان با آن تدریس‌های خسته‌کننده، بی‌ارتباط و یاوه، مهمل، پرادعا، پرهیجان و استرس چه گلی بر سر این اقلیم زده که به خسروپناه گیر می‌دهد. خوبی خسروپناه این است که توهمی شیرین و قابل فهم یا رویایی جذاب و ملموس برای مخاطبان جوان تولید می‌کند. موسویان آیا می‌تواند کابوسی مفهوم و ملموس (توقع رویای جذاب از تحلیلی‌های مرید وحید نداریم) بسازد؟ آن کلاس‌های مطول و مغلق اگر از فلسفه ایران حذف شود، چه چیزی کم می‌شود؟ اگر کسی در توضیح نصر و فلسفه ازلی ابدی حسین نصر از ترمهای انگلیسی که معادل‌های مزخرف واژگان مانوس فارسی و عربی‌اند استفاده نکند، چه چیزی از حکمت و اندیشه‌ ایرانی کم می‌شود؟ خود وحید اگر آن غرورها و تبخترها و توهم‌ها را کنار بگذارد و بپذیرد که یک اینتروداکشن نویس یا مدخل نویس بسیار کم‌کار و عادی است نه یک فیلسوف ماندگار و هوشمند، چه اتفاق بدی در عالم یا ایران می‌افتد؟ در آی‌پی‌ام استثنایی هم داریم و آن هم شیخ مروارید است. او سالها در فضای فلسفی ایران در قم و تهران تنفس کرده و مهندس تازه‌فیلسوف نیست و دردهای تاریخی این اقلیم را ملموس‌تر و دقیق‌تر می‌فهمد. جالب است همو که می‌تواند در مورد فلسفه اسلامی (مثبت یا منفی) نظر بدهد، سکوت می‌کند و مدعیانی مثل صائمی گرد وخاک می‌کنند و به جای مقاله نوشتن کمدی می‌سازند. مقالات صائمی در نقد ضیا موحد، خسروپناه، ملکیان و... اگر به یک روانکاو داده شود، خواهد گفت که چقدر توهم، اختلال، هراس، غرور و نفرت در پس این عبارات نهفته است. باید امیال سرکوب شده را در عالم مهندسی شیمی و برق و... خالی می‌کردند که متاسفانه نتوانستند. بیچاره جوانان مشتاق فلسفه که باید الگوهایی مثل صائمی و وحید داشته باشند که اولیات اخلاق و ادب و منطق و تواضع علمی را درک نمی‌کنند. فلسفه عرصه‌ی تفکر آرام، بی‌غرور و بی‌تعصب است، نه حیاط خلوت جدید ساختن و از این حیاط به آن حیاط قدیمی تاختن. من سالهاست وقت و حوصله خواندن کارهای فارسی و ایرانی را ندارم، اما نقدهایی که به عبدالحسین وارد کرده‌اند، بر فرض ورود، ده‌ها برابرش به حیاط خلوت وحید و کارهایی که خود حضرات کرده‌اند، وارد است. البته آنها زیرکند و کاری به فارسی چاپ نمی‌کنند تا رسوا نشوند. مشکل وحید این است که حتی املا و انشای فارسی بلد نیست. صائمی هم که اصلا کانتنت ندارد که بخواهد بنویسد، موسویان هم که فعلا دنبال فاندهای اروپاست نه ارتقای فهم مخاطب فارسی‌زبان. قبلا شیخ رضایی در مقاله ای مبرهن ساخته بود که مقالات بچه های بالا که آقایان هی به آن ارجاع میدهند چه دروغ بزرگی است که مثل فیل یا خر ملاعباس هی هوا میکنند.

    ReplyDelete